تبليغاتX
رهپویان شهدا

رهپویان شهدا

رسالت زینبیون

نظر خواهی

سلام یاران همراه  چند وقتی هست که توفیق حضور در جمع دوستان را ندارم اما به جهت شروع دوباره احتیاج به نظر دوستان دارم یکی از عزیزان پیغام گذاشته که قالب و عکسهای انتخابی به سایت ضربه زده یکی هم گفته اسم خوبی انتخاب نکردیم دوستان مدد یه قالب جالب اسمی خوب و عکسهایی بهتر منتظر هستم . انشاءالله استفاده خواهم نمود التماس دعا
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 21:29  توسط علی اکبر اسدی  | 

سخن تازه

یاران سلام

چند وقتی باب توفیق به رویم بسته بود و از خیل شما خوبان جدا افتاده بودم  . دوستان همراه صدای جرس قافله حجاج بگوش می رسد صباحی نه چندان دور ندای لبیک عشاق کوی دوست به آسمان بر می خیزد و در عرفات دلهای معرفت یافتگان کوی حضرتش باری دیگر دعای امام عشق را می خوانند به امید آنکه عاشقترین بیابانگرد سری هم به خیمه ما زند . و در غروبی غم انگیز رایت سرخ حسین را برافرازد و به امید عاشورایی و کربلایی و یارانی تا صبح ظهور خونابه دل از دیدگان جاری سازد . همرهان ،  به وضوح دو ندای ملکوتی هل من ناصر به آسمان بلند است یکی از دل تاریخ ، از آن سوی غروب عاشورای حسینی و یکی از این سوی صبح عاشورای مهدوی . میدانم و نمی فهمم چرا این همه غفلت ، سالهاست محرم را ماتمکده می سازیم اما ماتم زده را نمی یابیم، بهتر بگویم در نمی یابیم . اگر حسین برای معروف شهید شد تا منکری نباشد اینک من و شما چقدر معرفت داریم و از منکرات مبراییم . نمیدانم آیا وقت آن نرسده است که از خواب غفلت بیدار شویم . عزیزان مبشرات ظهور ظاهر است و ما همچنان غافل ، رجعت دوستان شهیدمان فرا رسیده و ما هنوز بدنبال خاک و سنگ قبورشانیم ، دیدگانمان به آسمان است و ستارگان را کنار دستمان روی زمین نمی بینیم . خورشید در دلمان است و گرمایش را حس نمی کنیم شور داریم و شعور نه !!

انقلاب ما از صبح مبعث آغاز شد و در غدیر خم مستحکم شد در کوچه های مدینه خدشه خورد و در مدینه زهر نوشید در کربلا شمشیر خورد و ... اینک در انتظار است . منتظر آنکه ما برخیزیم .

 هم صدای با پیر انقلاب و همراه با امیر علم دار باید که رفت باید که استقامت ورزید باید ساخت ،  راه تو را می خواند ، راه یعنی شهیدان یعنی حسین (ع) یعنی هل من ناصر ، یعنی لبیک امام عشق . راه یعنی بودن در خط آل محمد  ، یعنی شهادت .

یاران راه در انتظار است . برخیزیم ، نشستن خیانت است و خوفتن ننگ . باید که باشیم آنچه که شهیدان انتظار دارند . نبرد سرنوشت ساز آری در راه است . و پیروزی به حول قوه الهی ازآن من و تو اگر ....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 20:21  توسط علی اکبر اسدی  | 

بهار عشق

یاران سلام

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در ایام مبارک شهرالله چندی از شما یاران دور بودم اما امید دارم که من بعد مرتب تر در خدمت باشم .

یاد دوستان جنگ بخیر ماه مبارک که می شد چه حال وهوایی داشت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 22:48  توسط علی اکبر اسدی  | 

بازگشت پرستوها (درآمدی بر مسئله ی رجعت )

مقدمه :

يكي از مباحثي كه از ديرباز پيرامون آن سخن گفته شده و پيوسته مورد نقد و ايراد از يكسو، و پاسخگوئي و دفاع از سوي ديگر بوده، مسأله «رجعت» است. بدين معني كه برخي از آيات قرآن شريف و روايات منقول از خاندان رسالت از بازگشت گروهي از انسانها به دنيا پيش از برپائي رستاخير گزارش مي‏دهند، و پيروان آئين تشيع نيز در پذيرش آن كمترين ترديد به خود راه نداده،] خصوصاً رجعت شهدا که اخيراً بسيار مطرح شده و از سويي هم ، مورد تشکيک معاندين و انتقاد منتقدين واقع شده است . [  بدين جهت در كتب عقايد و كلام به صورت مختصر و كوتاه از اين عقيده سخن به ميان آمده و در صورت لزوم به دلايل و شواهدي بر صحت آن اشاره شده است .

شهدا باز خواهند گشت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 17:30  توسط علی اکبر اسدی  | 

زندگینامه و وصیتنامه ی شهید غلامحسین رضایی

باسم رب الشهداء والصديقين

شهيد غلامحسين رضايي متولد سال 1350 روستاي کوهنجان مي باشد ، که از دوران کودکي با مسجد و امور مذهبي آشنا شد و از نزديک در جريان انقلاب و جنگ قرار گرفت قرابت نسبي وي با شهيدان عبدالله و هاشم زارع سر منشأ تحولات روحي وي گرديد خصوصاً پس از شهادت هاشم که انقلابي روحي در وي رخ نمود.

شهید غلامحسین رضایی  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 0:32  توسط علی اکبر اسدی  | 

زندگی نامه و وصیتنامه شهید عبدالرسول رضایی

باسم رب الشهداء والصديقين

 

   شهادت لاله ها را چيدني كرد                                              به چشم دل خدا را ديدني كرد

شهيد عبدالرسول رضايي به سال 1351 در روستاي کوهنجان ديده به جهان گشود وي با وجود سن کم بخاطر جثه ي قوي و قد رشيدش در سال 1365 به جبهه اعزام شد و از همان ابتداي ورودش بخاطر رشادت و توانايي هاي خارق العاده به شرف کسوت پاسداري در لباس سبز سپاه در آمد وي در سال 1366 وارد گردان رزم شد .

شهید عبدالرسول رضایی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 23:0  توسط علی اکبر اسدی  | 

داستانی برف سرخ

شبي از شبهاي زمستون 1365 هجري شمسي ارتفاعات ملخور خاک عراق بعد از عمليات کربلاي 10 توي کانالي مشغول نگهباني بوديم . بهمون گفته بودن که خوابيدن اينجا مساوي يخ زدن و شهيد شدنه. بنابراين بايستي به هر طريق خودمون رو بيدار نگه ميداشتيم هوا تاريک بود و سفيدي برف فقط گه گاهي زير نور منور و آتش خمپاره ها و توپها معلوم ميشد . ارتفاع کانال برفي حدود سه متر بود زير پاهامون هم برف به ارتفاع حداقل يه متر بود .

بیاد شهدای کربلای 10


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 23:15  توسط علی اکبر اسدی  | 

بررسی موضوعی وصیتنامه شهدای کوهنجان

((بسم رب الشهداء))

بنا به سفارش امام امت که فرمودند اين وصيت نامه شهداء را بخوانيد زيرا انسان ساز است در اين مجال نگاهی مختصر و موضوعی به وصيتنامه شهداء کوهنجان می اندازيم که اميد است اين مشعل های هميشه فروزان فرا روی ما موجب هدايت ما به سوی حق و صراط مستقيم باشند .

 

وصیتنامه شهدا

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 22:37  توسط علی اکبر اسدی  | 

زندگینامه و وصیتنامه شهید محمد هادی اسدی

شهيد محمد هادي اسدي در سال 1348 در خانواده اي انقلابي و مذهبي در روستاي کوهنجان از توابع بخش سروستان شهرستان شيراز ديده به جهان گشود وي در حالي اَوان کودکي خود را سپري نمود که خانواده ي ايشان در امور انقلاب حضوري فعال داشتند .  

شهید محمد هادی اسدی کوهنجانی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 15:18  توسط علی اکبر اسدی  | 

زندگی نامه و وصیتنامه شهید هاشم زارع کوهنجانی

شهيد هاشم زارع در سال 1347 در خانواده اي مذهبي و انقلابي ديده به جهان گشود تا دومين فرزند و دومين شهيد خانواده باشد . هاشم پس از شهادت برادر شهيدش در حالي که فقط 13 سال داشت عازم جبهه هاي نبرد حق عليه باطل شد. وي در حالي که بطور مستمر در جبهه هاي جنگ بود براي ادمه تحصيلات حوزه علميه شيراز را برگزيد و اوقات فراغت از جنگ را به تحصيل علوم حوزي پرداخت.

شهید هاشم زارع کوهنجانی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 20:29  توسط علی اکبر اسدی  | 

جنگ هنوز باقی است

پويندگان راه شهدا سلام

طبيعي است که براي هر امري و هر کاري بطور مستقل بصورت يک موجود کامل بايستي واقعياتي را مد نظر داشت ، تا به عمق آن امر يا کار پي برد . اصولاً اموري منجر به موفقيت مي شوند که تمامي جوانب آن بررسي ، مطالعه ، طرح ريزي و بازنگري شود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 20:21  توسط علی اکبر اسدی  | 

داستانی امداد غیبی

چند روز بعد از عمليات نصر 4 در ارتفاعات مشرف به شهر ماووت عراق در خط پدافندي بوديم گردان ما ، هم مسووليت فتح و هم پدافند آن ارتفاعات را بر عهده داشت يک روز ظهر در سنگري که حدوداً 100 متري از سنگر کمين فاصله داشت قصد خوردن نهار داشتيم تکه اي الوار سفره ي ما بود و چند تا کنسرو و يک تکه نان چندتايي هم بيسکويت غذای ما . هنوز شروع نکرده بوديم که يک دفعه ماري سفيد و مخوف سرش را به پوتين يکی از بچه ها زد تا خواستيم بکشيمش توی گوني هاي سنگر گم شد .

زنده باد خاطره ی شهیدان نصر 4


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 20:19  توسط علی اکبر اسدی  | 

ماه خدا

 

عاشقان عيدتان مبارک.  " ميلاد با سعادت باقرالعلوم مبارکتان بادياران " 

ماه رجب ماه خدا آغاز شد تا دروازه ي شعبان گشوده شود .  ماه مغفرت به درگاه حضرت احديت مفتوح گرديده و صاحبان معارف را به بازگشت به سوي خدا فرا مي خواند باب رحمت و توبه باز شد تا امثال چو مني گنه کار باز هم اميد به رحمت حضرت دوست بندند . ياران عيدتان مبارک و ايام اين ماه آسماني بر همگان خصوصاً علي صولتان نيکو سرشت ميمون و فرخنده باد . ياران آن روز که منادی ندا در دهد اين الرجبيون ياد ما هم باشيد .

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 2:38  توسط علی اکبر اسدی  | 

شهید مرده نیست

با توجه به آيه و لا تحسبن الذين... اگر منظور از مرگ خارج شدن روح است پس چگونه شهيد مرده نيست؟

1 (برخلاف تصوّر برخي از ماديّون، منظور از حيات در آيه شريفه مطروحه در سؤال، حيات حقيقي است نه صرفاً باقي ماندن نام نيك زيرا اولًا در آيه ديگري(1) از حيات شهيد به لكِنْ لا تَشْعُرُونَ ولي شما نمي‏فهميد) تعبير شده است در حاليكه موضوع نام نيك را همه مي‏فهمند. ثانياً در آيه مطرح شده در سؤال، خداوند اوصافي مانند روزي گرفتن و شاد بودن از نعمتهاي او را براي شهيد ذكر كرده است كه از ويژگيهاي حيات واقعي خارجي است و نه مقولاتي از قبيل باقي ماندن نام نيك.

شهید مرده نیست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 0:36  توسط علی اکبر اسدی  | 

سیری کوتاه در زندگی نامه و وصیت نامه شهید عبدالله زارع کوهنجانی

باسمه تعالي

آنچه در اين مجال از قلم شكسته اين حقير بر صفحات اين دفتر مي نشيند روزنه اي است به سوي خورشيد هدايتي كه راد مردي از خطة خون و شهادت ، برادر شهيد عبدالله زارع كوهنجاني فرا روي ما نهاده است . باشد تا با مشعل هدايتشان به سرچشمه نور و سعادت نائل آئيم .

شهید عبدالله زارع کوهنجانی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 0:32  توسط علی اکبر اسدی  | 

شهید ثانی

«شهيد ثاني» كيست؟

«شيخ زين‏الدين»، معروف به شهيد ثاني. از اعاظم فقهاي شيعه است. مردي جامع بوده و در علوم مختلف دست داشته است. اهل جبل عامل است. جد ششم او، «صالح» نامي است كه شاگرد علامه حلّي بوده است. ظاهرا اصلًا اهل طوس بوده است از اين رو شهيد ثاني گاهي «الطوسي الشامي» امضاء مي‏كرده است. شهيد ثاني در سال 911 متولد شده و در 966 شهيد شده است. مسافرت زياد كرده و اساتيد زياد ديده است. به مصر و دمشق و حجاز و بيت المقدس وعراق و استانبول مسافرت كرده و از هر خرمني خوشه‏هايي چيده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 0:27  توسط علی اکبر اسدی  | 

شهید اول

«شهيد اول» كيست؟

«محمد بن مكّي»، معروف به شهيد اول. شاگرد فخر المحققين و از اعاظم فقهاي شيعه است. در رديف محقق حلّي و علامه حلّي است. اهل جبل عامل است كه منطقه‏اي است در جنوب لبنان و از قديميترين مراكز تشيع است و هم‏اكنون نيز يك مركز شيعي است. شهيد اول در سال 734 متولد شده و در 786 به فتواي يك فقيه مالكي مذهب و تاييد يك شافعي مذهب شهيد شده است. او شاگرد شاگردان علامه حلّي و از آن جمله فخرالمحققين بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 0:26  توسط علی اکبر اسدی  | 

شهید

كلمه شهيد به چه معناست و به چه كسي اطلاق مي شود؟

شهيد كسي است كه در ميدان جنگ مشروع و مأذون در راه خدا كشته شود. و بدان جهت او را شهيد گويند كه فرشتگان بر او حاضر شوند، يا آن كه خدا و فرشتگان او را براي بهشت شاهدند، يا او را از كساني است كه در قيامت از آنان بر امت‏هاي گذشته شاهدي خواهند، يا بدان جهت كه بر «شاهده»، يعني زمين افتاده است، يا آن كه نزد پروردگار زنده و حاضر است يا آن كه خود ملكوت و ملك خداوند را مشاهده مي كند، و أ در اصطلاح فقهي بر دو كس شهيد اطلاق مي شود: يكي «شهيد حقيقي» و آن مسلمان عاقل و بالغي است كه به ظلم در ميدان جنگ مشروع به قتل رسيده باشد و ديگر «شهيد حكمي» و آن مسلماني است كه بر اثر برخي از بيماري‏هاي مخصوص و نيز زني كه در حال زايمان و مادر شدن وفات يافته باشد. شهيد حكمي نيازمند غسل و كفن است، ولي شهيد حقيقي نيازي به غسل و كفن ندارد.

آية الله جوادي آملي، تفسير موضوعي قرآن ج 4 (معاد در قرآن)

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 0:23  توسط علی اکبر اسدی  | 

سخن نخست

باسمه تعالي

نخست سخن آنکه بنام حضرت دوست که هر چه هست همه از اوست .

دوستان و ياران سلام .

در ابتداي کلام لازم ميدانم صادقانه عرضه بدارم اين جانبان ، طراحان ، نويسندگان و دست اندرکاران وبلاگ اخير مدعي نبوده و نيستيم که هر آنچه ما گفته ايم و نوشته ايم يا خواهيم نوشت همه درست بوده و عاري از هر نقص و عيبي است . لذا همينجا خواهشمنديم در بخش نظر سنجي شرکت نموده و ما را از راهنمايي و انتقادات سازنده ي خويش بهره مند سازيد .

خون نگار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 23:3  توسط علی اکبر اسدی  | 

داستان خوابیده ی بیدار

خوابيده ي بيدار

در واپسين روزهاي جنگ وقتي شلمچه تابستان گرم سال 67 را در سخت ترين روزهاي جنگ شروع      مي کرد صبح وقتي هنوز آفتاب طلوع نکرده بود دماي هوا حدوداً 40 درجه اي داشت . گه گاهي صداي خمپاره و شليک توپ و تفنگ ، رشته ي افکارم را پاره مي کرد . هنوز خبري از قطعنامه بطور جدي نبود يا بهتر بگويم من از آن خبري نداشتم  به فکر فرو رفته بودم که اگر جنگ تمام بشود و اين خوان نعمت الهي برچيده شود ،! چه خواهد شد ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 0:50  توسط علی اکبر اسدی  |